فریاد سبز


..

RSS


منوی اصلی

» صفحه نخست
»
ايميل ما
»
آرشيو مطالب
» پروفایل مدیر وبلاگ
» لينك آر اس اس
» عناوین مطالب وبلاگ
» طراح قالب

موضوعات
» نامه ها و بیانیه ها
» موسوی
» کروبی
» سایر نامه ها و بیانیه ها
» طنز
» ابراهیم نبوی
» کاریکاتور
» مقالات سیاسی
» مقالات سایت روز آنلاین
» دست نوشته ها
» نوشته های مسیح علی نژاد
» سایر موضوعات
» شعر
» خبر
» خواندنی ها
» مطالب دیگر

.:: عناوین مطالب وبلاگ ::.

آرشیو ماهانه
» <-ArchiveTitle->

لينک دوستان
» حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
» فصل سبز من
» مهدی ظهرابی
» پرنیان سبز
» وب سایت رسمی مهندس عباس امیرانتظام
» ملي مذهبي ها
» احترام آزادی
» سخنان دکتر شریعتی
» روزنه ای به سوی امید
» امیر (یه رهگذر)
» عاشقانه های کویر
» درنا
» دیوید
» نوشته های مسیح علی نژاد
» محمد نوری زاد
» بچه جنوب شهر
» سالهای سوخته
» عبدالعلی بازرگان
» ما تنهای تنهاییم
» خطی که از دل برمی خیزد
» فرید صلواتی
» مهاجرانی
» کلمه

آمار بازدید

میرحسین موسوی در دیدار با فراکسیون مجاهدین انقلاب در مجلس ششم

جنبش سبز برای برپائی فردای بهتری ایستاده است

 

نمایندگان اصلاح طلب فراکسیون سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در مجلس ششم به دیدار مهندس میرحسین موسوی رفتند.

در این دیدار مهندس میرحسین موسوی با مهم خواندن سخنان اعضای سازمان در ابتدای دیدار گفت:

 

نظام ما دچار مشکلاتی شده است که بازتاب آن فقط در تظاهرات خیابانی محدود نمی شود، مسائل و مشکلات خیلی عمیق تر از اینهاست. یکی از اینها همین است که حاکمیت فکر کند با جمع کردن تظاهرات خیابانی مسئله معترضان حل شده است.

تمام مسائل و مقوله هایی که پایه های اعتبار و مشروعیت یک نظام را تشکیل می دهد در حال از بین رفتن است. نظام ها معمولا نیروهای سخت افزاری ( نیروی های انتظامی و نظامی و امنیتی ) را در نهایت برای حفظ خود به هر قیمت بکار خود می گیرند اما این در کشور ما اتفاق افتاد و این جای تامل و توجه بسیار دارد. مسئله دروغ مسئله اصلی ما شده و مردم نسبت بدان اعتراض دارند که متاسفانه در همه سطوح حاکمیت و تبلیغات جریان دارد و مردم را نسبت به اصل و اساس این نظام مسئله دار و در باورهاشان تردید ایجاد کرده است. اصلی ترین عامل که باعث تثبیت و حفظ نظام بوده و آن اعتماد مردم به حاکمیت بوده است از بین رفته است. مسائل اخلاقی، عدم کارآمدی، سیاست خارجی، فساد فراگیر، ... همه اینها یک نوع بی اعتمادی نسبت به حاکمیت و نظام ایجاد کرده است. آیا این مسائل با سرکوب و بکارگیری قوه قهریه حل می شود ؟

این وضعیت جریان سرمایه گذاری در کشور را کاملا مختل کرده است، چرا که آینده غیرقابل پیش بینی شده است. برخلاف جامعه ای مثل ژاپن که جریان سرمایه گذاری در آن توسط برخی خانواده ها قدمتی بیش از دو قرن دارد. در جامعه ما زود سود بردن هدف شده، چون امید به آینده نیست و بدلیل شرایط کسی بدنبال سرمایه گذاری تولیدی و دراز مدت و اشتغال پایدار نیست. آیا نتیجه تداوم این وضعیت بیکاری و فقر بیشتر نیست؟ متوسط نرخ رشد سرمایه گذاری در پنج سال اخیر به حدود 7 درصد کاهش یافته در حالیکه بر طبق قانون برنامه چهارم توسعه این رقم باید 2/12 درصد در سال رشد می داشت. البته این نرخ رشد باید با هزینه 82 میلیارد دلار در قوانین بودجه سنواتی توسط دولت حاصل می شد که با هزینه بیش از 220 میلیارد دلار(7/2 برابر) نه تنها این اتفاق نیافتاده بلکه نسبت به گذشته نیز پشترفت داشته است ! و آیا این رخداد یک فاجعه نیست؟

طرح هدفمند شدن یارانه که توسط رئیس دولت مطرح شده، دراجرای این طرح هدفمندی یارانه ها و دعواهای جاری هم مسئله اصلی دولت اجازه گرفتن هزینه میلیارد تومان برای جلب و خرید رای است و لاغیر ! واقعیت موجود و تبلیغات رسمی بگونه ای شده است که همه نسبت به آمارهای رسمی اعلامی و اینکه نرخ تورم به 8/10 درصد در سال گذشته کاهش یافته است دچار تردید جدی شدهاند و همه اینها نشانه هایی است از اینکه موریانه های بی اعتمادی دارد پایه های نظام را می خورد و از درون تهی می کند .

نشانه های دیگری که می شود بدان اشاره کرد یکی استفاده ابزاری و بد از ارزشها ( اسلام ، انقلاب و امام ) باعث اغتشاش و آشفتگی فکری و روحی در جامعه شده است . نوع معرفی امام خمینی از صدا و سیمای غیرملی و رسانه های خارجی چهره مغشوشی از امام به نسل جوان ارائه می دهد و دراین آشفته بازار افراد چه برداشتی می توانند از امام داشته باشند؟

برخورد عجیب اخیر با مردمی است که برای حفظ محیط زیست دریاچه ارومیه رفته بودند نیز نشانه دیگری است از همین روند. یا پادگانی کردن بهشت زهرا در روز 12 فروردین یا ... و آیا همه مسائل را با امنیتی و پادگانی کردن می توان حل کرد؟ نظام را می خواهند با حاکمیت یک فرقه اداره کنند که نمی شود.

حقیقت این است که اگر حاکمیت می توانست یک کارآمدی نسبی در اداره امور داشته باشد با هر تخلف انتخاباتی تمکین می کردم و مسائل و مشکلات کشور به سمت حل شدن می رفت اما ما اینراهم نداریم و بطور اشاره دولت در انجام یک پروژه عسلویه درمانده است. یا در سیاست خارجی هر روز مشکل پیش می آید و وضع بحرانی تر می شود . روند طی شد پیرامون پرونده هسته ای در یکسال گذشته بهترین شاهد مثال در این باره است .

در نظام های سیاسی مردمسالار و معقول تلاش می شود که برای حل مسائل مهم و کلیدی کشور به ویژه در عرصه سیاست خارجی حتی از طریق مشورت با منتقدین و مخالفین نوعی اجماع نسبی حاصل شود در حالیکه مشاهده می کنیم در اینجا در باره این موضوع حتی بین حاکمیت موجود اجماعی وجود ندارد و این نشانه چه می تواند باشد؟

با توجه با این وضعیت، اجرای بدون تنازل قانون اساسی را به عنوان خواسته و محور اصلی جنبش سبز می دانم و باید در این باره کالبد شکافی بیشتری در ادبیات جنبش انجام گیرد . اصول متعددی از این قانون که متضمن حقوق ملت است به فراموشی سپرده شده اس. بطور خاص فصل حقوق ملت یا اصل 168 در مورد رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی در دادگاههای علنی با حضور هیات منصفه. و اگر اینها خوب مطرح شود اجماعی کلی را در جنبش بوجود می آورد .

پایه هر تغییری در جامعه تولد یک ایده است و این ایده در جامعه ما متولد شده و میل به تغییر و باز بینی همه گیر شده است. باید به مردم هشدار داد که منافع عده ای در برخی نهاد ها نمی گذارد که اینها به آسانی تسلیم خواسته های جنبش و ملت شوند و باید صبر به معنای ایستادن، تامل و پایداری در این راه را معنا کرد و اینکه حفظ همین منافع است که جلوی برخورد با مفاسد و دانه درشت ها را گرفته است .

ما باید ایده های روشنی را مطرح و باز تعریف کنیم و برای گسترش دادن آنها مقاومت و استواری داشته باشیم و راه هایی را پیدا کنیم که بتوانیم سازمانیافته تر از گذشته کارها را به پیش ببریم. به نظام و حاکمیت باید گفت کم هزینه ترین راه در اداره کشور آزادی فعالیت تشکل ها، رسانه ها ، نهادهای صنفی و مدنی و...است و نه تقابل و مقابله با آنها .

جنبش سبز باید با همه قشرهای اجتماعی پیوند خورده و مسائل آنها را مطرح کند. از کارگران تا  معلمان. هدف جنبش سبز ایجاد زندگی بهتر برای همه و بویژه اقشار فرودست و آسیب پذیر اجتماعی است. ما باید در جامعه از کارگران و کارآفرینان بطور توامان دفاع کنیم و اینکه منافع ایندو قشر بهم گره خورده و در تعامل مثبت با یگدیگر قرار دارد و اینکه تعامل سازنده این دو باعث پیشترفت و توسعه جامعه می شود . جامعه معلمان ما که قشر وسیعی را در برمی گیرد و نقشی مهم و سرنوشت ساز در حیات اجتماعی ما دارند مسائلشان باید مطرح و پیگیری شود و همینطور دیگر اقشار و گروهها .

برداشت و امید من این است که جریان حاکم به اجرای قانون اساسی و همه اصول آن برگردد و فضای امنیتی و نظامی را کنار گذارند و فضا را باز کنند ولی اگر اینراه رفته نشود مجبوریم بایستیم چون ما نظام و کشور و انقلاب را دوست داریم.

من می پرسم اگر اول انقلاب به نیروهای مذهبی گفته می شد که حاضرید حاکم شوید و آدم بکشید؟ هیچکس اینرا قبول نمی کرد. بنابراین ما نمی توانیم نسبت به این وضعیت بی تفاوت باشیم . جنبش سبز مطالبه زیادی ندارد اما ظاهرا اجرای همین خواسته برای آنها بسیار سخت است و از اینرو افسانه سازی در مقابله با این جنبش می کنند و خود در دام این افسانه سازی و دروغ هایی که می بافند می افتند. با این حال دعا می کنم که جریان حاکم از این دائره تنگی که برای خود ساخته اند خارج شود و اداره کشور به مسیر و روال مطلوب باز گردد .

اگر اینها فکر می کنند که با ادامه این نگاه و بینش مسائل و مشکلات کشور حل می شود اشتباه بزرگی است و ما باید بایستیم تا مسائل و مشکلات حل شود. مردم در این مدت هزینه سنگینی پرداختند و چون آرمان بلند و درستی دارند به این هزینه دادن عادت کردند. الان شما می بینید زندانی ها قهرمان مردم شده اند و چه استقبالی از آنها می شود و این نشانه بی اثری اینگونه کارها در مقابله با جنبش و خواست مردم است و راه حل درست بازگشت به قانون اساسی و اجرای تام و تمام آن است.
تشکل های سیاسی که در کشور فعال هستند ظرفیت هاشان بیشتر از این است و باید بیشتر فعال شوند و تحلیل و بیانیه و ... بدهند و با مردم ارتباط دائمی داشته باشند تا با تلاش همگی بتوان جریان رشد و پیشترفت جامعه مان را دامن زد و فردایی بهتر ساخت.

»

ارسال شده توسط مهدی

در جمعه 21 فروردين 1389




زنان ما، در زندان شما---مرثیه بهاری زهرا رهنورد

زندان برای زنان گلستان می شود ، هنگامی که آنان را در آتش خشم و در حریقی انسان سوز گرفتار می کنند.

زندان برای زنان ، آسمان آبی و شفاف برای پرواز می شود ، هنگامی که آنان را در قفس تنگ دخمه ها بازجویی ها تازیانه می زنند .

زندان برای زنان ، سکوی سرافرازی می شود ، هنگامی که آنان را با فحش ها و تحقیر می کنند .

زندان برای زنان ، قلبی سرشار از قداست می شود ، هنگامی که حرمت های زنانه آنان را می شکنند.

زندان برای زنان باغی سرشار از شکوفه ها و پرندگان عاشق پرواز می شود ، هنگامی که صدا را در حلقوم آنان می شکنند .

زندان برای زنان منظره ای زیباست، هنگامی که با قصد انزوا، آنان را از دریای جمعیت جدا می کنند.

آیا مهسا امر آبادی، ژیلا بنی یعقوب، مریم ضیا، لیلا و سارا توسلی، تارا سپهری فر و آذر منصوری و صدها زن دیگر را شکستید؟ آیا زنان زندانی گمنام را توانستید خرد کنید؟

چه بیهوده و چه خیال پردازانه فکر می کنید هنگامه شهیدی، شیوا نظرآهاری، بدرالسادات مفیدی، مهدیه گلرو، عاطفه نبوی، بهاره هدایت و زنان اقوام و قومیت ها و اقلیت ها و دیگر زنان سلحشور را در این ایام بهاری با ابتکارات حقیرتان، با اجبار به مصاحبه یا اعتراف، از جنبش سبز جدا خواهید کرد. زیرا آنان به حقانیت راه سبز آزادی و دموکراسی که مردان و زنان ایرانی دل به آن سپرده اند ، ایمان دارند .

»

ارسال شده توسط مهدی

در جمعه 21 فروردين 1389




نامه مریم باقی به پدرش عمادالدين باقي

یا عماد من لا عماد له

 بابای خوبم، سلام. به روح بلندت سلام،به وجود پر صلابت و  عاشقت سلام، به روحیه  قوی ات سلام ، به تن بیمارت سلام. قلبم برای سلامتی تو عجیب می تپد. سلامتی که در یک سلول سخت و نامناسب در دوره قبلی زندان عارض تو شد. سال 88 به پایان رسید در حالی که تو نبودی و امروز هفدهم اولین ماه بهار، 100  روز از بازداشت تو می گذرد. چقدر تا لحظه تحویل سال نو امیدوار بودیم که زنگ در به صدا در آید و تو بیایی اما بعدا شنیدیم که آن شب را میهمان بیمارستان شده بودی... وثیقه گرفته و گفته بودند می آیی. شب چهارشنبه آخر سال را تا نیمه شب به درب زندان چشم دوخته بودیم و امیدوار بودیم که لحظه تحویل سال دیگری را کنار هم دعا کنیم که مقدرات ما و میهن مان احسن الحال باشد اما نگذاشتند. برای محمد هم چنین شده بود و تو با ما تا نیمه های شب جلوی در اوین ایستاده بودی اما او آن شب آزاد نشد. اما ما همچنان دل به پرودگار آگاه ازاسرار غیب بسته ایم. اولین شب عید که پس از سه هفته موفق به شنيدن صدايت از پشت گوشی تلفن شديم هرچند كوتاه ، اين بيت حافظ را زمزمه كردي كه: هان مشو نوميد چون واقف نه اي از سر غيب / باشد اندر پرده ، بازي هاي پنهان غم مخور.

   این پنجمین بهاریست که برای ما حال و هوای زندان دارد و تو در زندانی. بابای عزیزم متاسفم که در خود سانسوری ناخواسته ناچارم برخی سر گذشت روزهای بدون تو را بگذارم تا زمانی دیگر و شاید بماند تا هنگامی که تو آمدی تنها در گوش تو واگویه کنم که بر ما چه گذشت وبا ما چه کردند. این سومین بار است که باز هم زندان، این روش که در کشورهای توسعه نیافته و جهان سومی برای محدود کردن اندیشمندان و مجازات سخن به کار می رود، نصیبت شده است . هنوز يك سال از آزادي تو نگذشته بود كه انتخابات 22  خرداد رخ داد و خانه ما از وجود محمد خالي شد. مدتی از آزادي او نگذشته بود كه رحلت فقيه بزرگوار عرق سردي بر پيشاني مان نشاند و فرداي هفتمٍ آن عزيز رفته و عاشوراي حسيني، تو را با رخت سياه عزا بر تن، از خانه بردند.

»ادامه مطلب

ارسال شده توسط مهدی

در جمعه 21 فروردين 1389




مشق سیاه نمایی -- وبلاگ دکتر مهدی خزعلی

دلم برای سیاه نمایی تنگ شده است، شغل ما سیاه کردن است! مدتهاست آنطور که باید و شاید سیاه نمایی نکرده ام، یعنی غافلگیر شده ام، دولت کریمه روی من را کم کرده است، قریب 9 ماه است که بمباران تبلیغاتی می شویم، هزاران کانال تلویزیونی، رادیویی، خبرگزاری، سایت، روزنامه ، نشریه، بولتن و خبرنامه دولتی، ائمه محترم جمعه و جماعات، وکیل الدوله ها، وزراء، معاونین، مدیران کل و جزء، قضات عادل و مستقل!، بازجو های محترم!، بازپرس های کماکان محترم!، دادیاران هکذا!، دادستان های عزیز و دلرحم! زندانبانان مهربان و گاهی علمای اعلام و وعاظ السلاطین، با آزادی تمام و تحت کنف حمایت عظمی، ما را سیاه و سیاهتر نشان می دهند، گاهی که در آینه معظم خود را نگاه می کنم، به خود می گویم: " کاکا سیا !"
  یک روز به بنیان گذار جمهوری اسلامی اسائه ادب کرده ایم و روحمان هم خبر ندارد! روزی سوزاندن قرآن و هتک حرمت عاشورا را در کارنامه سبز ما می نویسند و آن را سیاه می کنند، اهانت و هتک حرمت مسئولین نظام اتهام هر روز ماست، صبح ها با هتک حرمت گلویمان را تازه می کنیم و شبها خواب اهانت می بینیم!
  دیگر از بزغاله و گوساله و خس و خاشاک گذشته است، ما را معاند و محارب و مفسد فی الارض می دانند، ما را طاغی و باغی و یاغی می خوانند، چه اشکالی دارد بگذار در برابر این همه اهانت و ناروا ما نیز آیینه کوچکی در برابر دماغ گنده آقایان قرار دهیم، شاید نوک دماغ خود را سیاه ببینند و برای بقیه چاره کنند.
  در این مختصر گوشه ای از افتخارات دولت نهم و ایضاً ادامه آن دولت را تا به حال به تصویر می کشم:
1 - رتبه نخست سقوط آزاد فوتبال ایران! از 16 دوران خاتمی به 67 کنونی! از رتبه اول آسیا به ششم کنونی!
2 - رتبه نخست مصرف تریاک در دنیا !
3 - رتبه نخست فرار مغزها !
4 - رتبه نخست روزنامه نگاران زندانی !
5 - رتبه نخست مصرف گازوئیل در خاور میانه !
6 - رتبه نخست واردات گندم در دنیا!( پس از جشن خودکفایی در سال 84)
7 - رتبه نخست بنزین در فهرست کالاهای وارداتی!
8 - رتبه نخست جراحی بینی و زیبایی! ( حکایت از معضلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی دارد)
9 - رتبه نخست دختران مجرد بالای 20 سال! ( مشکلات اقتصادی ، عدم آمادگی پذیرش مسئولیت خانواده از سوی جوانان)!
10 - رتبه نخست جهانی در عدم پاسخگویی به مردم( پس از لیبی) !
11 - رتبه نخست سقوط در تاریخ المپیک ایران( تنها مدال طلای هادی ساعی سبز دل مردم را شاد کرد)!
12 - دهک نخست در فساد اداری - مالی!
13 - سه کشور نخست، در تحدید و عدم آزادی مطبوعات!
14 - نخستین بار در دولت نهم وارد کننده گازوئیل شدیم!( تا پیش از این صادر کننده بودیم)
15 - رتبه نخست  دروغ و تزویر و ریا! ( این را از خودم نوشتم، این باور من و همه مردم سبز است، باور ندارید، بپرسید)

منبع: http://www.drkhazali.com/

»

ارسال شده توسط مهدی

در جمعه 15 اسفند 1388




مرور کوتاهی بر زندگی دکتر مصدق

با اینکه طی سالهای اخیر و حتی تحت فشارهای امنیتی- پلیسی و حملات خشونت بار لباس شخصی ها، مراسم ۱۴ اسفند و سالگرد درگذشت دکتر محمد مصدق بر سرِ مزار وی برگزار می شد، اما امسال همانند سالهای پیش از انقلاب، مقامات امنیتی کشور ضمن مخالفت شدید با برگزاری مراسم نخست وزیر فقید ایران، دستور لغو آن را صادر کردند تا پروژۀ "ترس از مردگان" بخش تفکیک ناپذیر استبداد ایرانی باشد.

و شاید امروز بیش از هر زمان و سال دیگر، لغو و ممنوعیت برگزاری چهل وسومین سالگرد درگذشت نخست وزیری که برای ملی شدن صنعت نفت کشور جنگید و هفتاد سال برای آزادی تلاش کرد و در قدرت که بود دروغی نگفت، عوامفریبی نکرد، مخالفان را به تمسخر نگرفت، ترویج خشونت نکرد، رسانه به محاق نفرستاد، منتقد به بند نکشید، جامعۀ جهانی را بازی نداد و سبب استهزای جهانیان نشد، مناسبتی ویژه داشته باشد.

مرور کوتاهی بر زندگی شادروان دكتر محمد مصدق، حقوقدان، استاد دانشگاه، سیاستمدار، دولتمرد و ایراندوست نامدار و معروف به "دشمن سرسخت استعمار"، رهبر جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران و همچنین رئیس قانونی دولت طی سالهای ۳۰ تا ۳۲ خواهیم داشت.

»ادامه مطلب

ارسال شده توسط مهدی

در جمعه 15 اسفند 1388




ریگی: احمدی نژاد سرور ماست

اعترافات ریگی پخش شد. در این اعترافات تروریست مورد نظر همان حرف هایی را که از چند سال قبل در موردش گفته می شد تکرار کرد. عبدالمالک ریگی که پنج روز قبل از دستگیری اش اعلام شد که توسط نیروهای اطلاعاتی پاکستان دستگیر شده است، ولی بعدا گفته شد که در یک عملیات متهورانه توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی دچار هواپیماربایی شده و تا بعد از دستگیر شدن هنوز متوجه نشده بود که دستگیر شده است، قبل از اینکه به زندان انفرادی بیافتد، یا کتک بخورد، یا حتی به بازجویان فرصت بدهد که او را تحت فشار قرار دهند، اقدام به اعتراف کرد.  فرمانده نیروی مقاومت بسیج گفت: " اعترافات زودهنگام عبدالمالک ریگی اثر اسلام ناب محمدی است." ریگی که در فاصله کمتر از 48 ساعت اعتراف کرده است، بزودی قرار است با وثیقه آزاد شود و در صورت توبه به فرماندهی لباس شخصی های کل خاورمیانه منصوب گردد. نقدی، فرمانده بسیج در یک اظهار نظر طبیعی گفت: " اوباما هم مثل ریگی اعتراف خواهد کرد." خبرنگاران ما موفق شدند از یک منبع معتبر متن بازجویی ریگی را به دست بیاورند.

»ادامه مطلب

ارسال شده توسط مهدی

در جمعه 15 اسفند 1388




شکیبایی ما و شتاب آنها----مسیح علی نژاد

جنبش زنده است؟ مرده است؟ نفس می کشد؟ کند است؟ تند است؟ خوابیده است؟ بیدار است؟ اساسا ثقل زمین کجاست و جنبش سبز ایران در کجای زمین و زمان ایستاده است و به کجا می رود؟

   این پرسش ها را این روزها نه تنها وابستگان و خویشاوندان فکری جنبش معترضان، که  سبز، نمادشان و ایستادگی مرام شان است، از یکدیگر  می پرسند، بلکه در عرصه های بین المللی نیز آنگاه که صحبت از شرایط ایران در منطقه و جهان می شود،  محور پرسش ها همه این است که آیا جنبش سبز ایران زنده است و اگر زنده است ، پس چه زمانی نتیجه می دهد؟

»ادامه مطلب

ارسال شده توسط مهدی

در يکشنبه 10 اسفند 1388




متن کامل گفت و گوی سایت کلمه با میر حسین موسوی

شبکه جنبش راه سبز(جرس): مهدی کروبی و میر حسین موسوی در گفت و گوهای جداگانه ای به بیان نقطه نظرات خود در  مورد تحولات اخیر، راهپیمایی 22 بهمن و آینده جنبش سبز پرداختند.میر حسین موسوی  تاکید کرده که گسترش آگاهی ها، استراتژی اصلی جنبش است و این جنبش بر سر مواضع برحق خود ایستاده است. همچنین مهدی کروبی تصریح کرده است که بحث ما براندازی نظام نیست بلکه اصلاح است. هنوز به جمهوری اسلامی معتقدم ولی نه به جمهوری اسلامی اینچنینی!

»ادامه مطلب

ارسال شده توسط مهدی

در 9 اسفند 1388




حبیب خدا------عبدالعلی بازرگان

چند روز پیش که ویدیوی حمله ظفرمند!! نیروهای انتظامی در معیت لباس شخصی‌ها را به خوابگاه دانشجویان در نیمه شب ۲۵ خرداد و بدن‌های لت و پار شده و نیمه جان جوانان برومند وطن را می‌دیدم که تپه‌وار روی هم انباشته شده بودند، از خود می‌پرسیدم به راستی اینان به کدام خدا باور دارند؟

آیا جای شگفتی نیست که مدعیان "اسلام ناب نبوی" با نرد عشق باختن با ناباوران روسیه و چین و باتوم بغض و عناد کوفتن بر باورمندان هموطن، که گناهی جز مطالبه آزادی و امنیت ندارند، جایگاه "اشداء علی الکفار رحماء بینهم" (مقاوم در برابربیگانگان و مهربان باخودی) را عوضی گرفته و سوراخ دعا را گم کرده‌اند!؟

 محمدۖ  که پیام آور رحمت (نبی الرّحمه) بود، اینک چتر ریاکاری کسانی شده که جز "زحمت" و ضرر و  زیان برای خودی و بیگانه حاصلی ندارند.

 

»ادامه مطلب

ارسال شده توسط مهدی

در جمعه 15 اسفند 1388




ازاین شاخه به آن شاخه پریدن

سلام دوستان عزیز

پیشنهاد میکنم این مطلب رو در وبلاگ آقای فرید صلواتی مطالعه کنید.

»

ارسال شده توسط مهدی

در جمعه 1 اسفند 1388




.:: مطالب پیشین ::.

» <-PostTitle->


صفحه قبل 1 ... 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 صفحه بعد


Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by zalem
Design By : SamaBlog.com